سروده ای برای پارسه (تخت جمشید)
سروده زیر براثر شوقی است که از تماشای پارسه بر من دست داد که البته به دلیل مشغولیاتی ۳ روز بعد از این بازدید خود را در آن حال و هوا قرار دادم تا تحفه بسیار ناقابل زیر را به همه ایرانی های میهن دوست تقدیم کنم. براستی که با وجود چنین فرهنگ اصیلی باید بر ایرانی بودن خود افتخار کنیم. و به قول لویی پاستور تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت که آن زمان ایران چنین حالتی داشت.
|شرح مطلب|

پارسه ام ،شهرم ،بزرگم ،افتخارم
شاه کاخهای جهانم
مشتمل بر یکصد هزار و بیست و پنج متراژ
با ستونهای بلند و سرفرازم
از جبر اسکندر چه باکم که هنوز هم استوارم
ستونهایم همه سنگی و محکم
دیوار ز خشت خام و سقف چوبی، پرده ای مشکی
جلالم را بکرد یکصد برابر
زیاده از همه ناساخته ها و ساخته های مشرق و مغرب
زیباتر از هر چه که سازند تا ابد تا بی نهایت تا قیامت
|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط امین در دوشنبه هفدهم تیر 1387 و ساعت 15:31

