تبليغاتX
هویت
هویت
مشاهیر ایران و جامعه آمریکا
نیما یوشیج پدر شعر نو فارسی

                              بمناسبت سالروز میلاد نیما یوشیج پدر شعر نو فارسی

علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج که بنیانگذار شعر نو فارسی است در ۲۱ آبان ۱۲۷۴ خورشیدی بدنیا آمد. در دوازده سالگی به همراه خانواده به تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد. نیما خود می نویسد: " .. مراقبت و تشویق یک معلم خوش رفتار، که "نظام وفا" شاعر به نام امروز باشد، مرا به خط شعر گفتن انداخت." در این زمان است که با زبان فرانسه آشنایی پیدا میکند و شعر گفتن به سبک خراسانی را نیز شروع می کند.

نیما وجود وزن را برای شعر ضروری می دانست ولی معتقد بود یکسان بودن طول مصراع ها در یک شعر مهم نیست البته از وزن و قافیه که مربوط به شعر کهن است، سود می برد. مهم ترین ویژگی شعر نیما کوتاه و بلند کردن مصراع های شعر است که سرآغازی برای حرکت دیگران نیز شد.

نیما نخستین شاعر نوپرداز در ایران نبود، پیش از او نیز افراد دیگر، چون ابوالقاسم لاهوتی، تقی رفعت و ... بیرون از قالب های رسمی اشعاری سروده و منتشر کرده بودند. ولی نیما کسی بود که با دقت زیاد و صرف وقت بسیار (حدود 38 سال) توانست قالبهای کهن را در هم بریزد و راهی نو پیش پای شعر فارسی باز کند.

خانه ام ابری ست...

خانه ام ابری ست
یکسره روی زمین ابری ست با آن.
 
از فراز گردنه خرد و خراب و مست
باد میپیچد.
یکسره دنیا خراب از اوست
و حواس من!
آی نی زن که تو را آوای نی برده ست دور از ره کجایی؟
 
خانه ام ابری ست اما
ابر بارانش گرفته ست.
در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم،
من به روی آفتابم
می برم در ساحت دریا نظاره.
و همه دنیا خراب و خرد از باد است
و به ره ، نی زن که دائم می نوازد نی ، در این دنیای ابراندود
راه خود را دارد اندر پیش.                                      


|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط امین در دوشنبه بیستم آبان 1387 و ساعت 19:3
قمرالملوک وزیری

                                   بمنانسبت فرا رسیدن غروب اولین بانوی آواز ایران

قمرالملوک وزیری از نخستین خوانندگان زن ایرانی است که صدایش مشتاقان زیادی داشت در تاکستان قزوین زاده شد. هنگام تولد پدر نداشت و در ۱۸ ماهگی مادرش هم مرد. نزديکي با مادربزرگ که خواننده اشعار مذهبي بود نخستين انگيزهً رغبت او به خواندن شد. ابتدا نزد يک معلم گمنام و همچنان ناشناخته، به فراگيري آواز پرداخت و پس از آن با مرتضي ني داود آشنائـي پيدا کرد. راهيابي به محضر اين استاد از يک سو قمر را با رديف موسيقي ملي آشنا کرد و از سوي ديگر راهش را براي کسب تجربيات بعدي از استادان ديگر هموار ساخت. مرتضي ني داود درباره نخستين برخورد خود با قمر چينين مي گويد: در حدود سال 1299 شمسي شبي در محفل عروسي قمر بر حسب خواهش اطرافيان بهمراه تار شروع به خواندن تصنيف درخواستی افشاري مي کند. با مطلع: بيا مرغ حق امشب فغان نماييم ~ فغانها ز جور زمان نماييم. در ميان حاضران خود را به قمر رساندم و از او مي پرسیدم:دختر جان اسمت چيست؟ مي گويد: قمر، گفتم که صداي خوبي داري و بايد روي دستگاههاي موسيقي به درستي کار کني. اين تصانيف را چگونه آموختي؟ قمر هم مي گويد با شنيدن و تکرار.سپس استاد مرتضي خان ني داوود، تار از دست مرد نوازنده مي گيرد و بهمراه آواز قمر شروع به نواختن مي کند. صداي گرم و رساي قمر به همراه تار شيواي مرتضي خان آنقدر مطلوب طبع حضار مي افتد و برايشان کف مي زنند که عروس و داماد ناراحت مي شوند. بعد از آنکه از قمر جدا شدم تمام شب را به ياد او بودم. ديگر دلم نمي آمد براي کسي تار بزنم. تعدادي شاگرد داشتم امّا ديگر هيچ صدايي برايم دلنشين نبود و با علاقه سر کلاس نمي رفتم. چند بار تصميم گرفتم که به سراغش بروم، اما هيچ آدرسي نداشتم تا آنکه دو ماه بعد، بعد از ظهر يکي از روزها توي حياط قاليچه انداخته بودم و در سينه کش آفتاب با ساز ور مي رفتم که يک مرتبه در حياط باز شد.ديدم قمر مقابلم ايستاده است،


|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط امین در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 14:45
سیمین دانشور بانوی قصه ایران
به بهانه سالروز میلاد سیمین دانشور بانوی قصه ایران و همسر جلال آل احمد بخشی ازسخنرانی وی را در انستیتو گوته (سال ۱۳۵۶) با هم می خوانیم:

...هنرمند راستین آزادیخواه است وعلیه نابسامانی های جامعه خود مبارزه می کند و وقتی با عوامل بازدارنده مواجه می شود محکوم به خاموشی می شود و به هر جهت دیگر نمی تواند واقع گرا باشد. هنرمند اینک به ابهام و سمبل پناه می برد و اقلیتی می شود که اکثریت حرفش را نمی فهمد و هر وقت میان اقلیت و اکثریت فاصله افتاد درخت هنر می پژمرد. حکومتها هر قدر هم حسن نیت داشته باشند نمی توانند برای هنرمند تصمیم بگیرند و الگو و دستورالعمل تعیین کنند. متاسفانه و حتی در کشورهای سوسیالیستی اجازه انتقاد به هنرمندان را نمی دهند.

... اما واقعیت هنر مدرن چگونه است؟ در هنر مدرن تکیه بر تنهایی انسان است. تنهایی می تواند موضوع هنرهای واقع گرا هم باشد. در این جهانی که از هم گیسخته،  یک شکل و ماشینی شده و ضمنا نمای انهدام بشریت با جنگ هسته ای در برابر چشم ماست تنهایی یک پدیده ناگزیر هستی همه ماست اما تنهایی که در هنر نو مطرح می شود یک سرنوشت بی چون و چرای بشری است. تیدگر گفته است: " بشر به هستی پرتاب شده است". انسانی که در هنر مدرن مطرح می شود واقعا به هستی پرتاب شده است و تنهایی یک واقعیت گریزناپذیر هستی اوست.


|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط امین در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 19:29
قیصر امین پور

  در آن مقام نیستم که از قیصر امین پور بگویم فقط آنکه بدون شک بزرگترین شاعری که بعد از انقلاب ظهور کرده و اشعارش را همه بارها خوانده ایم بدون آنکه بدانیم از کیست. از زندگینامه اش به همین بسنده کنم که در دوم اردیبهشت سال ۱۳۳۸ در گتوند خوزستان بدنیا آمد و بعد از تحصیلات دبیرستانی وارد دانشگاه شد. دامپزشکی و جامعه شناسی برایش کم بود و هر دو را نیمه کاره رها کرد و ادبیات فارسی خواند و دکترایش را در سال ۱۳۷۶ گرفت. عضو فرهنگستان ادب فارسی و استاد دانشگاه تهران و الزهرا بود و مدتی نسبتا طولانی نیز دبیر شعر هفته نامه سروش و سردبیر ماهنامه ادبى - هنرى سروش نوجوان بود. ترانه های ماندگارش نیز در مجموعه نیلوفرانه با صدای علی رضا افتخاری زبانزد همگان شده است. وی به علت بیماری در آبان ماه سال ۱۳۸۶ از دنیا رفت.

..و بهتر است که قیصر را از اشعارش بشناسیم که او را جاودان کرده است. اشعاری که چنین خصوصیاتی را همراه خود داشته اند: مضمون بکر که از نکته پردازی وی نشات گرفته  ـ اندیشه های نو و گوناگونی موضوعات ـ  سادگی و روانی شعر ـو زبانی امروزی که شعری روان را از زبان توده مردم بیان می کند از ویژگی شعر این شاعر بنام است.

                                                لحظه هاى كاغذى

خسته ام از آرزوها، آرزوهاى شعارى

شوق پرواز مجازى، بال هاى استعارى

لحظه هاى كاغذى را روز و شب تكرار كردن

خاطرات بایگانى، زندگى هاى ادارى

آفتاب زرد و غمگین، پله هاى رو به پایین

سقف هاى سرد و سنگین، آسمان هاى اجارى

عصر جدول هاى خالى، پارك هاى این حوالى

پرسه هاى بى خیالى، نیمكت هاى خمارى

رونوشت روزها را روى هم سنجاق كردم:

شنبه هاى بى پناهى، جمعه هاى بى قرارى

عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها

خاك خواهد بست روزى، باد خواهد برد بارى

روى میز خالى من، صفحه باز حوادث

درستون تسلیت ها، نامى از ما یادگارى 


|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط امین در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 10:30
استاد ابوالحسن صبا

         به مناسبت سالروز میلاد استاد ابوالحسن صبا که در ۱۴ فروردین ماه سال ۱۲۸۱بدنیا آمد.

کارشناسان موسیقی ایرانی معتقدند استاد صبا استادی تمام عيار در دنیای موسيقي بود و امثال او در قرن اخير از انگشتان يک دست تجاوز نمي کنند. کسی که تمامی سازهای ایرانی را در حد استادی می نواخت و ویولن و سه تار را به عنوان سازهای تخصصی خود انتخاب کرد. صفحات بسیاری حاوی تکنوازی‌ها و همنوازیهای او منتشر شده ‌است که مهارت فوق‌العاده او را در نواختن ویولن نشان می‌دهد. همچینین نوارهای خصوصی بسیاری ضبط کرده که مرجع هنرجویان بوده و گویای تسلط فوق‌العاده او در نواختن سه تار است.
"علي دهباشي "پژوهشگر موسيقي مي گويد : هنرصبا تنها در نواختن ويلن و سه تار نبود، بلکه گذشته از تسلط برهمه سازهاى ايراني ، تربيت شاگردان برجسته ، سبک خاص در نوازندگي و صداى سحرانگيز سازش او را از سايرين متمايز کرده بود. صبا نسلي را پرورش داد که نگاهي ديگر به موسیقی ایرانی دارند بطوريکه عمق زحمات استاد در آثارشان مشهود است.


|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط امین در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 12:26
میلاد استاد شهرام ناظری
                               سالروز میلاد استاد آواز شهرام ناظری مبارک

ما كار و دكان و پيشه را سوخته ايم
شعر و غرل و دوبيتي آموخته ايم
در عشق كه او جان و دل و ديده ماست
جان و دل و ديده هر سه را سوخته ايم
 
اي زندگي تاب و توانم همه تو
جاني و دلي اي دل و جانم همه تو
تو هستي من شدي از آني همه من
من نيست شدم در تو از آنم همه تو
 
من ذره و خورشيد لقايي تو مرا
بيمار غمم عين دوايي تو مرا
بی‌بال و پر اندر پی تو می‌پرم
من كه شده ام چو كهربايي تو مرا

بنده سعی میکنم که در میلاد اساتید مملکتم مطلبی هر چند مختصر در وبلاگ بنویسم که این بار علی رغم خواسته بسیارم موفق نشدم و مشغله هایی که بی ارتباط هم به همین روز نبوده باعث شد از این فرصت بی نصیب بمانم.

 به هر حال با تبریک به خود استاد و همه دوستدارانشان از مخاطبین دعوت میکنم که به آدرس زیر رفته و مطالب خوبی را درباره استاد بخوانند:

http://www.shahramnazerifans.blogfa.com/

 خدا یار شما ـ امین

|+|
نگارش شده توسط امین در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 12:21
استاد فرامرز پایور گنجینه سنتور ایران

به مناسبت سالروز میلاد استاد فرامرز پایور
 
فرامرز پایور‍ متولد ۲۱ بهمن سال ۱۳۱۱ تهران درخانواده ای هنرمند به دنیا آمد. پدرش علی پایور، هنرمند نقاش و استاد زبان فرانسه در دانشگاه تهران و پدربزرگش مصورالدوله، نقاش چیره‌دست دوره قاجار بود که با نواختن ویولن، سنتور و سه‌تار آشنایی داشت.وی در سن ۱۷ سالگی، آموزش موسیقی را نزد استاد ابوالحسن صبا آغاز کرد. به یادگیری و تکمیل کردن آموخته های خود از قبیل ردیفهای میرزاحسینقلی و میرزا عبدالله نزد استادانی چون: نورعلی برومند، عبدالله دوامی، رکن الدین مختاری و موسی معروفی مبادرت ورزید. وی به آموخته های موسیقایی خود در این حد قناعت نکرد و در کنار آموزش،  در همین دوران بود که میراث به جای مانده موسیقی ایرانی را ثبت و به نت درآورد و آن را از خطر نابودی نجات داد.

او اولین سنتورنوازی بود که روى سنتور، نواسازى مى‌کرد و تنها در پى بداهه‌نوازی نبود. به بیان دیگر، اولین آهنگ‌سازى بود که ساز تخصصى او، سنتور بود.پایور هارمونی و کمپوزیسیون را در کلاس استاد بزرگ آن زمان، امانوئل ملیک اصلانیان آموخت. در سال ۱۳۴۱ براى ادامه تحصیلات کلاسیک خود به انگلستان رفت و از دانشگاه کمبریج در زبان و ادبیات انگلیسى دانشنامه گرفت و در تمام این سال‌ها تلاش فراوانی در جهت معرفی موسیقی ایرانی و سنتور به محافل دانشگاهى انگلستان انجام داد که از طرف دانشگاه لندن و دانشگاه کمبریج از او خواسته شد تا کنفرانس‌هایی در این زمینه همراه با ساز خود ترتیب دهد و از سوی این دانشگاه‌ها به دریافت جوایزی نائل گردید.
                 


|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط امین در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 0:5
حميد مصدق

    به مناسبت زادروز حمید مصدق:

 " حمید مصدق از زبان دیگران"

 محمد علی سپانلو: به عنوان قدیمی ترین دوست مصدق وی را شاعر جنبش دانشجویی نامیده است. مهم ترین و موپرترین وجه کار مصدق شعر اجتماعی و لحن بسیار صمیمانه او بود. مصدق در سال ۱۳۴۳ با منظومه آبی خاکستری سیاه شهرت ایرانگیر پیدا کرد. در آن دوران جلساتی داشتیم در خانه مصدق که پیر دیرمان اخوان ثالث ـ حقوقی ـ گلشیری ـ سیمین بهبهانی ـ منوچهر بدیعی و گاه شمس لنگرودی و عمران صلاحی نیز حضور داشتند.

محمد شمس لنگرودی: شعر مصدق شعر نوقدمایی است. نوقدمایی شعری است که چیزهایی از شعر سنتی دارد و چیزهایی از شعر نیمایی. کسانی چون شفیع کدکنی ـ هوشنگ ابتهاج ـ و حمید مصدق شاعران نوقدمایی هستند. این شعر نزد کسانی چون اخوان- توللی ـ و نادرپور طرفداران بیشتری داشت چون شعری خوش آهنگ و موزون است.


|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط امین در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 10:34
علی حاتمی موسس سینمای ملی ایران
سالروز درگذشت علی حاتمی نویسنده و کارگردان نامی است کسی که با آثار ماندگارش خود را در سینمای ایران جاودان کرد. وی در کنار کارگردانی آثارش بعضا مسوولیت طراحی صحنه و لباس را نیز عهده دار میشد. هنرهای دراماتیک را در فرانسه تحصیل کرد و با آثار نمایشی نام خود را بر سر زبانها انداخت.

علی حاتمی در طول فعاليت های هنری اش هميشه نگران ارزش هايی بود که اکنون تجدد و مدرنيسم لايه ی ضخيم و پرده ی زمختی بر روی آن کشيده و آن ها را محو و کمرنگ ساخته است. حاتمی آن چنان تاريخ را صميمانه و ملموس روايت می کرد که دلنشين و دوست داشتنی بود. او راوی لحظه های تلخ و شيرين زندگی ايرانيان در خلال روزگاران بود. دوربين سينما بسان ابزاری در دستان توانمند حاتمی بود تا به واسطه ی آن غبار و پيرايه ها را از چهره ی تاريخ معاصر بزدايد و جامعه ی ايرانی را از طريق فولکورها و ساير مظاهر فرهنگ و بومی با هويت واقعی اش آشنا سازد. حاتمی همواره دغدغه ی روزگارانی را داشت که زندگی ايرانی آلوده ی مناسبات و معادلات پيچيده ی مدرنيسم نگشته و زندگی اين گونه سرد، بی روح، خشن و فاقد معنی نگرديده بود.


|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط امین در سه شنبه سیزدهم آذر 1386 و ساعت 15:3
خواجه شمس الدین حافظ شیرازی
نوشته زير به مناسبت سالروز بزرگداشت فخر ادب فارسي خواجه شيراز حافظ  است که توسط برادرم علي نوشته شده است.
                                    ساقیا آمدن عید مبارک بادت
 اشعار حافظ بي گمان شرح حال جان عاشق و بيانگر روحيات خاص اوست. كيست كه ياراي شرح حال دل شيداي او باشد و جان را نسخه اي براي نقش خال هندو فراهم سازد تا تواند شارحي بر اشعار جاودانه او گردد.
در اين كوتاه سخن به اندازه خود سعي ميكنم به واژه ساقي و چگونگي استفاده آن در اشعار حافظ بپردازم. از آنجايي كه حافظ بيشترين تاثير در اشعار و افكار خود را از قرآن مجيد گرفته است  و در سايه سالها انس و الفت با كلام خداوند خود نيز همواره رمزگونه و همراه با اشارات و لايه هاي مختلف شعر گفته است.   
(صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد  که چون شکنج ورق‌های غنچه تو بر توست )                              ميتوان حدس زد كه ساقي در شعر و انديشه او داراي مظاهري متعدد است و اصولا تكرار واژه ساقي با عددي نزديك به صد بار در شعر حافظ بيانگر توجه و علاقه حافظ به اين كلمه و كاربرد وسيع آن براي شاعر ما مي باشد.
حافظ نه فقط شاعري آسماني ، عارفي واصل و رندي عالم سوز است بلكه حافظ ، ساقي ماست. وقتي اشعار او را مي خوانيم همراه با او سيري عرفاني در اشعارش مي كنيم بي گمان او در مقام ساقي برخاسته و شراب معرفت به گردش در مي آورد و به دوستدارانش كه دوستداران حق وحقيقت هستند مي چشاند.
ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند                  دور چون با عاشقان افتد تسلسل بایدش 

|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط امین در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 13:50
سهراب سپهری
               به مناسبت سالروز میلاد تنها ترین شاعر معاصر ایران سهراب سپهری

نام كاملا ايراني اش و معناي آن حاكي از يك چهره استثنايي ميكند كه گويي با آسمان سنخيت بيشتري دارد تا زمين ، سهراب سپهري. شخصيتي نه چندان زميني كه بيش از نيم قرن در بين زمينيان زيست سفرها كرد و سعي كرد آنچه خالقش در وي به وديعه گذاشته است را بشناسد . سهراب خوديش را، جامعه اش را و اطرافيانش را خوب ميشناخت . خلاق ، آرام ، فكور،  نرمخو و كم حرف بود.
در شعر مسافر توصيه ميكند كه وسيع باش و تنها و سر به زير و سخت. و واقعا خود نيز چنين بوده و شايد كه اين كوتاهترين و رساترين تعريفي باشد كه بتوان از سهراب كرد. در كنار آن علاقه به صلح جويي دلسوزیها و به قول منصور اوجي من انسان مدارانه دارد كه همه زماني و همه مكاني است و ميتوان آن را بي شمار در اشعارش ديد و برای مثال در صداي پاي آب چنين سروده :
..من نديدم دو صنوبر را با هم دشمن.
من نديدم بيدي، سايه اش را بفروشد به زمين.
رايگان مي بخشد، نارون شاخه خود را به كلاغ.
 شاعر رنگها - نقاش شاعر- شاعر طبيعت - عارف آب آيينه و گل با سهرابي كه من ميشناسم فرقي ندارد اما همه اينها هست و هيچكدام به تنهايي نيست. مسافري است كه سفرهاي دور و درازش از منتهاي فكر تا آنجا كه من ميتوانم درك كنم را رفته. و هر وقت كه از يافته اي جديد اطمينان پيدا كرده با ديگري نيز به شراكتش گذارده است و راه را باز ميكند و به ديگري نيز ميشناساند اين است كه در تمامي اشعارش با پيامي خاص، كوتاه و صريح  شعر را به اتمام ميرساند تا كه مخاطبش را هدايت كند.

 


|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط امین در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 17:4
محمد رضا شجریان
شصت و هفت سال پيش اول مهر ماه در خانواده اي متدين درمشهد بدنيا آمد و هيچ مشخص نمي كرد كه همت مردانه و استعداد بي نظيري در زمينه آواز و فن بيان دارد كه او را به شهرتي جهاني ميرساند. پدرش صداي خوبي داشت و تعليم قرآن ميداد و او نيز از همان كودكي برخواندن قرآن مداومت كرد . پدر در اين راه پشتيبان و معلم اصلي اش بود و خود در محافل دوستانه قرآن را به زيبايي تلاوت مي كرد. دوران نوجواني اش به همين منوال سپري گشت و او با تلاوت قرآن نامورتر گشت. به گفته خودش درآن زمان كه هنوز استادي نداشت در خلوتهايي كه با خود داشت با سليقه خودش روي تحريرها و چهچه ها تمرين ميكرد. اينجاست كه ميتوان پي برد كه چه ذهن خلاق و خوش ذوقي دارد كه توانسته بدون داشتن استاد اينچنين خود را تقويت كند و به داشته ها و دانسته هايش بيافزايد. بعد از ورود به دانشسراي دبيري امكان اين را يافت كه دو برنامه راديويي ساز تنها و گلها را بشنود و كمي بعد نيز با جلال اخباري كه نوازنده سنتور بود و در راديو مشهد فعاليت ميكرد آشنا شد.


|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط امین در یکشنبه یکم مهر 1386 و ساعت 1:12
استاد شهریار
 متن زیر جهت یادبود شاعر بزرگ معاصر محمدحسین بهجت تبریزی و گرامی داشتن این استاد یگانه است که به زعم صاحب نظران از ارکان شعر فارسی در دوران معاصر است. قابل ذکر است که این نوشته برگرفته از منابع مختلف در اینترنت است.

شهريار به‌ عنوان هنرمندي بزرگ، پيش‌تر و بيش‌تر از آن‌كه شاعر باشد، يك انسان اجتماعي است. انساني بزرگ‌ زاده و محصول محيط فكري، فرهنگي و اجتماعي كه او را در دامان فرهنگ ‌گسترده‌ي خود پرورده و شخصيتي ادبي و اجتماعي به وي بخشيده است. شهريار كه در خانواده‌اي اصلا روستايي ميانه‌حال زاده و پرورده شده و از پدر چيزي به ارث نبرده بود، وارث فرهنگ و ادب غني سرزمين خود (آثار گويندگان و نويسندگان پارسي، و اشعار و دواوين شعراي پيشين آذربايجان) بود و معارف عظيم اسلامي را به عنوان ميراث فرهنگي در اختيار داشت.

 فرزند آقا سید اسماعیل موسوی معروف به حاج میر آقا خشکنابی در شهریور ماه 1285 هجری شمسی در چای‌کنار چشم به جهان گشود. دوره کودکی استاد در آغوش طبیعت و روستا سپری شد که منظومه حیدربابا مولود آن خاطراتست و در سال 1293 هجری شمسی جهت تحصیل اصول جدید به مدرسه متحده وارد گردید و در همین سال اولین شعر رسمی خود را سرود.

 


|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط امین در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 13:57
ه. ا. سایه
 

 متن زیر خلاصه ای است از ویژه نامه روزنامه شرق درباره استاد غزل در دوران معاصر که توسط صاحب نظران آشنا به شیوه غزل گویی سایه نوشته شده است.
 امير هوشنگ ابتهاج در هشتم شهریور  ۱۳۰۶ در رشت به دنيا آمد.ذوق شاعرانه او در همان سالهاي نوجواني ظهوركرد به طوريكه در حدود ۱۹ سالگي اولين كتاب شعرش را چاپ كرد كه اشعار عاشقانه اي داشت.و مهدي حميدي شيرازي نيز براين كتاب كه نخستين نغمه ها نام گرفت ديباچه اي  نوشت.
بعدها با كتاب شبگير به شعر اجتماعي روي آورد كه حاصل سالهاي پر تب وتاب پيش از ۱۳۳۲است. در مجلاتي همانند سخن ـ كاويان ـ صدف و مصلحت نيز اشعارش گهگاه چاپ مي شد. به لحاظ نسبت خويشي نيز پسر خالگي گلچين گيلاني ( دكتر مجد الدين ميرفخرايي) را در بستگان خود دارد.
از طرف راديو ملي ايران نيز براي برنامه گلهاي تازه و گلچين هفته دعوت به كار شد و حتي به سمت رييس مركز موسيقي راديو نيز گشت. در اعتراض به كشتار ۱۷ شهريور ميدان ژاله به همراه گروه موسيقي شيدا وعارف ( دو گروه بزرگ موسيقي كه به ياد علي اكبر شيدا و عارف قزويني كه ترانه سرا و آهنگساز بوده اند شكل گرفت وامثال شجريان ـ ناظري - لطفي ـ مشكاتيان ـ یکی دو تن از كامكارها .. فعاليت داشتند) از راديو استعفا داد.


|شرح مطلب|
|+|
نگارش شده توسط امین در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت 7:30