استاد حبیب الله بدیعی
در همین زمان كه نزد استاد صبا به فراگیری مشغول بود مدت دو سال نیز نزد یكی از اساتید موسیقی كلاسیك خارجی به نام "جینگوزیان" كه از ارامنه ی قفقاز بود دوره می بیند. وی در سال 1337 بنا به دعوت داود پیرنیا سرپرست برنامه ی گلها كار خود را در این برنامه با خوانندگانی چون: غلامحسین بنان حسین قوامی اكبر گلپایگانی محمودی خوانساری محمد رضا شجریان و غیره آغاز كرد.

بدیعی علاقه ی وافری به موسیقی اصیل و سنتی ایران دارد و اعتقاد او بر این است كه موسیقی ملی هر كشور نماینده ی اعتلاء روح آن ملت است و اگر بخواهند استقلال و همبستگی ملتی را از او بگیرند اول موسیقی و فرهنگ و ادبیات آن كشور را تسخیر می كنند بعد به سراغ سایر نشانه های ملی آن كشور می روند اما فرهنگ و ادبیات و موسیقی ملی ایران همانگونه كه ناملایمات تاریخی و حملات وحشیانه ی مغول و بعضی از اقوام دیگر را پشت سر گذاشته در برابر این تهاجمات مردانه ایستادگی كرده و از این پس نیز به اتكاء فرهنگ پر بار خود راه آینده را در نوردیده و میراث های فرهنگی خویش را پشتوانه ی همت خود قرار می دهد.
حبیب الله بدیعی در نواختن دستگاهها و گوشه های آواز قدرت و توانایی قابل ملاحظه یی دارد. در آهنگسازی و نوازندگی دارای سبك خاصی است كه هر یك از آثار او از شیوایی و لطافت كم نظیری برخوردار است. او همین كه می بیند تكرار نغمات و گوشه ها ممكن است برای شنونده كسالت آور باشد به قطعه یی ضربی روی می آورد كه موجب تنوع و مبین قدرت نوازندگیش می گردد به طوری كه بسیاری از اهل فن معتقدند سلوی مشهور او كه در دستگاه "شور" نواخته شده به ملاحت و عظمت تمامی دریای مازندران زادگاهش می باشد و شنونده را در الهام و رؤیاهای دور و دراز فرو می برد.
فریدون ناصری آهنگساز خوب و هنرمند در یكی از برنامه های رادیویی می گوید:" حبیب اله بدیعی یكی از آهنگسازان و نوازندگانی است كه در این رده می شناسیم. او یكی از زبردست ترین بداهه نوازان یا بداهه سرایانی است كه ما طی سال های اخیر در سرزمینمان دیده ایم.
بعد از فوت استاد بزرگ ابوالحسن خان صبا نواری از قطعه ی معروف "زنگ شتر" او در دست نبود و یا حداقل رادیو چنین نواری نداشت حال این كه لازم بود به خاطر بزرگداشت استاد از دست رفته این شاهكار همیشه جاویدان او پخش می شد. بنا به صلاحدید مدیر آن روز رادیو چند نفر از شاگردان مرحوم استاد این قطعه ی "زنگ شتر" را نواختند و قطعه یی كه بنا به نظر بسیاری پذیرفته شد و حتی به نام مرحوم استاد پخش شد قطعه یی بود كه حبیب الله بدیعی نواخته بود. زمان صریحا به تصدیق همگان آنچه كه حبیب الله بدیعی نواخته بود صد در صد با نحوه ی نوازندگی استاد ابوالحسن خان صبا برابری می كرد. اين همه فقط بدان دليل است كه حبيب اله بديعي درست همان راهي را پيمود كه استادش پيموده بود يعني او هم مثل مرحوم صبا براي فراگرفتن فن درست آرشه كشي و شناخت ويولون نزد بهترين استادان ويولون كار كرد و نتيجه آن شد كه مسئله ي آرشه ي چپ و راست حبيب اله بديعي درست هماني است كه نزد ديگر استادان بزرگ غربي مطرح است يعني كمتر مي توان فهميد كدام آرشه ي او چپ است و كدام راست و اين بالاترين حد قدرت آرشه است.
حبیب اله بدیعی و همسرش بانو شمس(خواننده معروف دهه 30)
حبيب اله بديعي جهت شناساندن موسيقي سنتي و اصيل ايران مسافرت هاي متعددي به كشورهاي : افغانستان و آلمان و آمريكا و بلژيك و انگلستان نموده كه هنرمنداني نظير : جهانگير ملك و فرهنگ شريف و مجيد نجاحي و محمودي خوانساري و جمال وفايي و كورس سرهنگ زاده با وي همكاري داشته اند.حبيب اله بديعي براي كمك به مؤسسات خيريه منند بيمارستان هاي مسلولين و معلولين و اماكن فرهنگي كنسرت هاي فراواني برپا نمود.وي علاوه بر تكنوازي آهنگ هاي بسياري ساخت كه اكثر آن ها از آثار خوب و با ارزش موسيقي اصيل ايران مي باشد و با اقبال روبرو شدند و حدود يكصد و پنجاه آهنگ ساخت كه خودش ميان آن ها از : “ كعبه ي دل ها “ و “ فرياد از اين دل “ و “ افسانه عشق “ و “ دل بي گناه “ و “ الهي بموني “ و “ افسانه زندگي “ و “ جاودانه “ و “ رفته بودم “ و “ افسانه كمتر “ و “ شعله سركش “ و “ در آتشم “ و “ مهربان شو “ و “ سنگ صبور “ و “ زندگي من “ را بيشتر از همه مي پسندد. حبيب الله بديعي در سن ۵۹ سالگي در تاريخ ۲۹/۷/۱۳۷۱ به رحمت ايزدي پيوست.جسد وي را در جوار امامزاده طاهر كرج به خاك سپردند. خداوند روح وي را قرين رحمت خويش فرمايد.
مطلب فوق برگرفته از وبلاگ حبیب الله بدیعی است.
|+|
نگارش شده توسط امین در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 و ساعت 1:32

