نیما پوشیج با مجموعه تأثیرگذار "افسانه" که مانیفست شعر نو فارسی بود، در فضای راکد شعر ایران انقلابی به پا کرد ولی افسانه با همه ی نوآوری ها و ارزش و اعتبارش، چهره ی انقلابی نیما را مشخص نمی کند. تمام جریانهای اصلی شعر معاصر فارسی مدیون این انقلاب و تحولی هستند که نیما مبدع آن بود. او آگاهانه تمام بنیاد ها و ساختارهای شعر کهن فارسی را به چالش کشید. شعر نو عنوانی بود که خود نیما بر هنر خویش نهاده بود.
به گفته نیاز یعقوبشاهی:" شعر نیما شعری جسور و سنت شکن است و در عین حال که ریشه هایش در شعر گرانسنگ کهن پارسی استوار است دارای زبانی تصویری و رازگونه و فرم و محتوا و دیدگاهی کاملا تازه است که گر چه با پاره ای دشواریها و پیچیدگیها و گاه ـ بندرت ـ با سستی هایی همراه است. با قدرتی خیره کننده و شگفت آور از جامعه و طبیعت از انسان و جهان سخن می گوید.
* نکته ی قابل توجه این است که در فاصله ی افسانه تا ققنوس (1300 تا 1316) نیما فقط اشعاری در قالب سنتی می سرود.
* نیما یوشیج علاقه ای به انتشار اشعارش، به ویژه در مجلات نداشت. او جز همین چند شعر که در فاصله ای حدود بیست سال در" قرن بیستم" و مجله ی "موسیقی" چاپ کرد، تا پایان عمرش دو سه شعر دیگر منتشر کرد.

* نیما یوشیج از سال های هزار و سیصد و بیست به بعد، هر روز منزوی تر شد و پس از کودتای 1332 اعتمادش را از همه، جز یکی دو تن که در نامه ها از آنها یاد کرده است، از دست داد ولی بهترین اشعارش را نیز در همین سال ها سروده است.
* در مطالعه شعر نیما آنچه توجه را بیشتر جلب می کند، نگاه تازه او به طبیعت و جهان است. توجه او به درختان، گیاهان، حیوانات و حتی حشرات یادآور نوعی دقت نظر است که در دیگران کمتر دیده می شود.
* نیما در سیزدهم دیماه سال ۱۳۳۸درگذشت و سپس در سال ۱۳۷۲ بنا به وصیت وی پیکر او را به خانهاش در یوش منتقل کردند.
متن فوق برگرفته از منایع متعدد از اینترنت و کتاب عاشقانه به قلم نیاز یعقوبشاهی است.

