<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>هویت</title>
<link>http://hoveyat.blogfa.com/</link>
<description>مشاهیر ایران و جامعه آمریکا </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 11 Nov 2008 01:03:08 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>نیما یوشیج پدر شعر نو فارسی </title>
<link>http://hoveyat.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;                              بمناسبت سالروز میلاد نیما یوشیج پدر شعر نو فارسی &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;علی اسفندیاری مشهور به نیما یوشیج که بنیانگذار شعر نو فارسی است در ۲۱ آبان ۱۲۷۴ خورشیدی بدنیا آمد. در دوازده سالگی به همراه خانواده به تهران رفت و در مدرسه عالی سن لویی مشغول تحصیل شد. نیما خود می نویسد: &quot; .. مراقبت و تشویق یک معلم خوش رفتار، که &quot;نظام وفا&quot; شاعر به نام امروز باشد، مرا به خط شعر گفتن انداخت.&quot; در این زمان است که با زبان فرانسه آشنایی پیدا میکند و شعر گفتن به سبک خراسانی را نیز شروع می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نیما وجود وزن را برای شعر ضروری می دانست ولی معتقد بود یکسان بودن طول مصراع ها در یک شعر مهم نیست البته از وزن و قافیه که مربوط به شعر کهن است، سود می برد. مهم ترین ویژگی شعر نیما کوتاه و بلند کردن مصراع های شعر است که سرآغازی برای حرکت دیگران نیز شد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نیما نخستین شاعر نوپرداز در ایران نبود، پیش از او نیز افراد دیگر، چون ابوالقاسم لاهوتی، تقی رفعت و ... بیرون از قالب های رسمی اشعاری سروده و منتشر کرده بودند. ولی نیما کسی بود که با دقت زیاد و صرف وقت بسیار (حدود 38 سال) توانست قالبهای کهن را در هم بریزد و راهی نو پیش پای شعر فارسی باز کند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#999999 size=3&gt;خانه ام ابری ست...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=txt align=justify&gt;خانه ام ابری ست&lt;BR&gt;یکسره روی زمین ابری ست با آن.&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;از فراز گردنه خرد و خراب و مست&lt;BR&gt;باد میپیچد.&lt;BR&gt;یکسره دنیا خراب از اوست&lt;BR&gt;و حواس من!&lt;BR&gt;آی نی زن که تو را آوای نی برده ست دور از ره کجایی؟&lt;BR&gt; &lt;BR&gt;خانه ام ابری ست اما &lt;BR&gt;ابر بارانش گرفته ست.&lt;BR&gt;در خیال روزهای روشنم کز دست رفتندم،&lt;BR&gt;من به روی آفتابم&lt;BR&gt;می برم در ساحت دریا نظاره.&lt;BR&gt;و همه دنیا خراب و خرد از باد است&lt;BR&gt;و به ره ، نی زن که دائم می نوازد نی ، در این دنیای ابراندود&lt;BR&gt;راه خود را دارد اندر پیش.                                      &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 11 Nov 2008 01:03:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoveyat&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>hoveyat</dc:creator>
<guid>http://hoveyat.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کوتاه از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا</title>
<link>http://hoveyat.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;  تحلیل و آنالیز رای انتخابات در آمریکا با دقت بالایی صورت میگیرد بطوریکه در بسیاری از مناطق با اختلاف کمی پیش بینی رسانه های خبری به واقعیت می پیوندد. در شب انتخابات و در حالیکه هنوز۲-۳ ساعت (با توجه به اختلاف ۳ ساعتی میان شرق و غرب آمریکا) از اتمام رای گیری می گذشت و هنوز کمتر از ۲۰٪ رای ها را شمرده شده بود رییس جمهوری Barack Obama مسلم شده بود!! البته چند ایالت در مرز بین دموکرات و جمهوری خواهان قرار داشت که با شمارش آرای اولیه حوزه های انتخاباتی مشخص شد که وضعیت به چه صورتی است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مادربزرگ مادری Barack Obama یکروز قبل از پیروزی نوه اش در انتخابات ریاست جمهوری از دنیا رفت و شاهد این روز بزرگ نبود. گفتنی است که Barack Obama به علت فوت زود هنگام مادرش در دامان این خانم بزرگ شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;یکی از نمایندگان مجلس آمریکا انتخابات را انقلاب بدون خشونت نامیده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خانم سیاه پوستی که در ایالت Atlanta زندگی می کند با داشتن ۱۰۶ سال سن در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرد. مسلما او در مدت زندگی اش تا به امروز شاهد پیشرفتهایی بسیاری در جامعه آمریکا بوده خصوصا وضعیت اجتماعی اقلیتهای نژادی که در این مدت بسیار تغییر کرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;Barack Obama با بدست آوردن ۳۴۹ رای Electoral College یکی از چشمگیرترین پیروزیهای انتخاباتی را داشته است ظاهرا او دومین رییس جمهوری است که اینچنین در رای Electoral College با قدرت به پیروزی رسیده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آنالیز رای دهندگان که بر اساس پاسخ گویی رای دهندگان است و اگر مجموع ریز آن به ۱۰۰ نرسیده باشد به این علت است که رای دهندگان جوابی در این زمینه نداده اند. ۴۷٪ از رای دهندگان مرد و ۵۳٪ زن هستند. که درصد ۴۹٪ رای مردان نصیب Barack Obama شد و ۴۸٪ نیز به John McCain رسید و سایر مردم نیز جوابی در خصوص حزب مورد نظر نداده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همانطور که انتظار میرفت رنان در قیاس با مردان رای بیشتری به Barack Obama دادند:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;۵۶٪ رای زنان نیز نصیب Barack Obama و ۴۶٪ نیز نصیب John McCain شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همانطور که انتظار میرفت جوانان به Barack Obama دادند:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جوانترین رای دهندگان ۱۸ ساله ها هستند که ۶۸٪ رای افراد ۱۸ تا ۲۹ سال نصیب Barack Obama شده و John McCain تنها ۳۲٪ در میان جوانان رای داشته است. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Nov 2008 18:18:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoveyat&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>hoveyat</dc:creator>
<guid>http://hoveyat.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و رای Electoral College </title>
<link>http://hoveyat.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;رای Electoral College در کنار رای مردم مستقیم آمریکا مشخص کننده نتایج انتخابات ریاست جمهوری است. رای و عضویت Electoral College منسوب به هیچ فرد خاص یا جناحی نیست و هیچ شخص حقیقی یا حقوقی از اعضای آن به حساب نمی آید. با توجه به اینکه این قانون داخلی آمریکا هست و ظاهرا در کمتر کشوری چنین چیزی وجود دارد بسیاری از مردم خارج از آمریکا را به اشتباه می اندازد. حتی در یکی از خبرگزاری های معتبر داخلی دیدم که اعضای آن را افراد خاصی از احزاب سیاسی و کمیته های ایالتی معرفی کرده بود!! به هر روی رای منسوب به  Electoral College همان رای مردم است و هیچ رای گیری دیگری در کار نیست. از سال ۱۹۶۴ میلادی برای تمامی آمریکا ۵۳۸ رای Electoral College در نظر گرفته اشده و هر ایالتی بر حسب جمعیتی که دارد تعداد بیشتری رای Electoral College خواهد داشت. به این ترتیب هر نامزد انتخاباتی (فقط ریاست جمهوری) که رای بیشتری در ایالتی بیاورد رای کل Electoral College آن ایالت را نصیب خود می کند. برای مثال ایالت Ohio که سهم عمده ای در انتخابات ۴ نوامبر داشته است دارای ۲۰ رای Electoral College بوده که این رای نصیب Barack Obama شد چرا که او در این ایالت رای بیشتری نسبت به &lt;FONT face=Georgia&gt;John McCain&lt;/FONT&gt; آورد. از میان ایالتهای آمریکا ایالت New York دارای ۳۱ رای Electoral College (و یا ۳۱ سهم از ۵۳۸ )سهم  است. ایالت  Texas نیز ۳۴ رای Electoral College و ایالت California نیز ۵۵ رای دارد که در مجموع این سه ایالت به تنهایی بیشتر از ۲۰٪ درصد کل رای Electoral College را تشکیل میدهند. و ایالتهای کم جمعیتی مانند Montana,Alaska,North Dakota هر کدام تنها ۳ رای Electoral College دارند. و به این صورت بر اساس جمعیت ایالتهای مختلف آمریکا جمعیت Electoral College نیز تغییر می کند و ایالتهای پر جمعیت تر سهم بیشتری در Electoral College دارند ولی Electoral College هیچ عضوی ندارد و در واقع همان رای مردم آمریکا هست که در بر اساس ایالتهای مختلف رای مردم در بعضی از ایالتها ارزش بیشتری میتواند داشته باشد. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Nov 2008 17:53:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoveyat&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>hoveyat</dc:creator>
<guid>http://hoveyat.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتخابات ریاست جمهوری آمریکا</title>
<link>http://hoveyat.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;  در فرهنگ آمریکا اولین سه شنبه ماه نوامبر سالهایی که انتخابات ریاست جمهوری برگزار میشود روز رای گیری از مردم است که Election Day نام دارد. از دو سال پیش از آن تبلیغات انتخاباتی گمانه زنی ها و تحلیل های ریز و درشت سیاسی اقتصادی فضای خبری رسانه ها را تحت مالکیت خود قرار میدهد. تا جایی که مردم عادی نیز امکان دسترسی به کوچکترین اخبار پیرامون نامزدهای ریاست جمهوری را دارا هستند و البته بماند که بسیاری از همین مردم حتی حاضر به رای دادن نیستند و مسلما اخبار انتخابات را هم دنبال نمی کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بعد از شکل گیری دولت مرکزی در آمریکا تنها دو حزب جمهوری خواه و دموکرات بر مسند ریاست جمهوری تکیه زدند. چندین بار نیز احزاب دیگری تلاشی برای ورود به صحنه های سیاسی داشته اند که در حد و اندازه های فرمانداران ایالتها بوده و بیشتر از این توفیقی کسب نکرده اند. جالب توجه است که همیشه در انتخابات مهم آمریکا عموما نزدیک به نیمی از افراد واجد شرایط رای می دهند که هشتاد درصد این آرا با اختلاف بسیار کم بین دو حزب مذکور تقسیم میشود نتیجه آنکه بیست درصد افراد رای دهنده که به این دو حزب وابستگی فکری ندارند افرادی هستند که در انتخابات شرکت می کنند ولی تصمیم قطعی برای رای خود نگرفته اند و همیشه همین افراد هستند که رییس جمهور را انتخاب می کنند. و شاید برای همین هم باشد که تبلیغات انتخاباتی از یک سال و نیم تا دو سال قبل از زمان انتخابات رسمیت می گیرد تا نامزدها بتوانند با ارایه برنامه های خود نظر مساعد افرادی که به افکار این دو حزب نزدیک نیستند را جلب کنند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 02 Nov 2008 14:48:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoveyat&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>hoveyat</dc:creator>
<guid>http://hoveyat.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سقوط ارزش سهام در بازار نیویورک (پنج شنبه سیاه)</title>
<link>http://hoveyat.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;   سقوط ارزش سهام در بازار نیویورک که در ماه اکتبر سال ۱۹۲۹ اتفاق افتاد نه تنها بزرگترین سقوط ارزش سهام در تاریخ آمریکا بلکه بزرگترین رکود اقتصادی در دنیاست که از آن به رکود بزرگ یاد می کنند. این رکود اقتصادی از روز پنج شنبه ۲۴ اکتبر سال ۱۹۲۹شروع شد و در عرض ۳-۴ روز کاری ارزش سهامهای بسیاری از شرکتها به صفر رسید!! به همین علت این روز به پنج شنبه سیاه نیز معروف شده است و البته روز ۲۹ اکتبر به علت فراگیری عمده این نابسامانی بزرگ از معروفیت بیشتری برخوردار است که این روز را نیز به سه شنبه سیاه معروف کرده است و  این در حالی بود که شاخص بازار بورس نیویورک (بزرگترین بازار بورس دنیا) و بندر نیویورک بعنوان قطبی تجاری نه تنها در آمریکا بلکه در سراسر جهان تاثیر زیادی در کنترل اوضاع اقتصادی دنیا داشت. و عملا نیز کشورهای زیادی را با مشکلات اقتصادی مواجهه کرد و در این میان تنها کشور ژاپن بود که دچار مشکل نشد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 23 Oct 2008 21:11:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoveyat&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>hoveyat</dc:creator>
<guid>http://hoveyat.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>استاد حبیب الله بدیعی</title>
<link>http://hoveyat.blogfa.com/post-61.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=justify&gt;                                 بمناسبت شانزدهمین غروب استاد بدیعی&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;حبیب الله بدیعی در ۴ فروردین ما سال 1312 در شهر &quot;سواد كوه&quot; در كانونی گرم و با محبت و در آغوش پدر و مادری كه برای هنر و هنرمند احترامی خاص قائل بودند تولد و پرورش یافت. دو ساله بود كه پدرش &quot;سواد كوه&quot; را ترك و در شهر ساری اقامت گزید و شش سال بعد نیز به همراه خانواده ی خود به تهران آمد و مقیم این شهر شد. در ساری برادر بزرگ حبیب برای خود ویلنی تهیه كرده و نزد یك نوازنده ی ارمنی به فراگرفتن ویلن مشغول می شود ولی بعد از دو سال از ادامه ی كار خسته شده و نواختن ویلن را ترك می كند. در این زمان حبیب گهگاهی بدون اجازه و دور از چشم برادر مشتاقانه دستی به آرشه ی ویلن برده و نغمات دلنشینی به گوش می رساند. این عمل از دید برادر پوشیده نماند و وقتی علاقه ی شدید او را نسبت به موسیقی می بیند ویلن را به او هدیه می كند. &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;در سال ۱۳۲۶ به سن نوجوانی بود که به  كلاس استاد &quot;لطف الله مفخم پایان&quot; می رود و سه سال نزد ایشان به فراگیری موسیقی می پردازد.بدیعی رفته رفته چنان پیشرفتی در كار موسیقی حاصل می كند كه در سال 1329 یعنی پس از چهار سال نوازندگی به عنوان سولیست در برنامه ی رادیو ارتش به نواختن ویلن مشغول می شود. بعد از دو سال در سال 1331 به كلاس استاد ابوالحسن صبا می رود و دوره ی تكمیلی آوازها را نزد او به پایان می رساند.&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Sat, 18 Oct 2008 07:32:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoveyat&amp;postid=61</comments>
<dc:creator>hoveyat</dc:creator>
<guid>http://hoveyat.blogfa.com/post-61.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مولانا و توسعه پایدار</title>
<link>http://hoveyat.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;                                 به مناسبت سالروز میلاد و بزرگداشت مولانا&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هشتم مهر ماه همزمان با سالروز میلاد و بزرگداشت مولانا برای تمامی دوستداران او روز فرخنده ای است. اینکه مولانا که بوده و چه گفته است را بزرگان گفته اند و بنده فقط در اندازه خودم میتوانم او را دریای تمام نشدنی شعور و درک حقیقت بدانم. کسی که توانست دستار را رها کند و از علم قال به علم حال برسد. شخصیتی که با پویایی هر روزش در حال جستجویی بیشتر بود تا حقایق بیشتری را درک کند و این است که آثار او را در کنار سنایی و عطار نیشابوری مثلث عرفان اسلامی در حوزه ادبیات فارسی نامیده اند. مولانا که مرید شمس الدین تبریزی گشته بود بعد از آنکه شمس او را رها می کند خود تبدیل به شمس دیگری می شود که پرتو نورش هنوز برای مردم امروزی روشنایی می آورد بدان حد که توانسته به هشتصد سالگی برسد! و مطمینا به هزار سالگی هم خواهد رسید! &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;و چگونه می شود که شخصیتی به زمان آینده برود و انسانهایی با زبانی دیگر و با وجود فاصله زمانی بسیار احساس نزدیکی خاصی با وی داشته باشند حال آنکه برای رسیدن به آن نقطه می بایست با موج تنوع افکار جدید و عدم روزمرگی شدن افکار خویش مبارزه کند؟ در واقع چطور می شود که مولانا هشتصد ساله می شود؟ بنده تصور می کنم که جواب این سوال در توسعه پایدار نهفته باشد بطوریکه اگر بتوان دریافت که مولانا چگونه به توسعه پایدار رسیده و خود را در آن حیطه حفظ کرده است می توان جواب این دسته از سوالها را پاسخ گفت. بدون شک مولانا بعد از ملاقات با شمس تبریزی و تحت ارشادهای او به توسعه رسید و شخصیتی چند بعدی را از خود نشان داد که در قله های متعددی به توسعه رسیده است. دلیلی بر این ادعا گقته ای کوتاه از دکتر سید حسین نصر می تواند باشد : ... &quot;برای درک مثنوی باید قرآن و حدیث بدانیم ...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 26 Sep 2008 22:26:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoveyat&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>hoveyat</dc:creator>
<guid>http://hoveyat.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>طوفان دریایی Ike (آیک)</title>
<link>http://hoveyat.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;سه سال پیش از وجود طوفان دریایی  Hurricane بی اطلاع بودم به هر روی Tornado گردباد ـ Hurricane طوفان دریایی ـ Storm  تندباد ـ Tunderstorm رعد و برق از حوادث طبیعی هستند که دو حادثه اول بسیار خطرناک هستند. در سال ۲۰۰۵ طوفان Katrina در شهر Neworleans و سپس طوفان Rita در جنوب شرقی تگزاس (محل سکونتم) تجربه اولین تابستانم را در تگزاس با این حادثه طبیعی همراه کرد. به هر حال این بار هم طوفانی دیگر به منطقه جنوب شرقی تگزاس آمد و باعث خسارتهای بسیار شد طوفانی با نام Ike که بیش از ۴۰۰ کیلومتر گستردگی و قدرت بادی برابر با ۱۷۵ کیلومتر بر ساعت داشت. این طوفان با گذر از کشورهای حوزه دریای کاراییب نظیر هاییتی کوبا جاماییکا به خلیج مکزیک رسید و با ورود به جنوب شرق تگزاس وارد خشکی شد و به سمت مرکز آمریکا تا شهر شیکاگو پیش روی کرد!! البته بتدریج از قدرتش کاسته شد با این حال ۱۰ ایالت آمریکا در مرکز آمریکا و شمال تگزاس مورد هدف این طوفان قرار گرفتند و عملا بارندگی های بسیارش در مرکز آمریکا همراه با بالا آمدن آب در سطح شهرها باعث خسارتهای بسیار شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;همانطوریکه در این عکس دیده می شود طوفان Ike با گستردگی زیادی که داشت تمامی خلیج مکزیک را پوشاند!! 
&lt;P align=justify&gt;  
&lt;DIV class=galleryImage align=justify&gt;&lt;IMG title=&quot;Hurricane Ike&quot; alt=&quot;Hurricane Ike&quot; src=&quot;http://www.welt.de/multimedia/archive/00663/eng_ike_sat_BM_Baye_663012g.jpg&quot; width=&quot;100%&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Sep 2008 18:42:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoveyat&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>hoveyat</dc:creator>
<guid>http://hoveyat.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قمرالملوک وزیری </title>
<link>http://hoveyat.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;                                   بمنانسبت فرا رسیدن غروب اولین بانوی آواز ایران &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;قمرالملوک وزیری از نخستین خوانندگان زن ایرانی است که صدایش مشتاقان زیادی داشت در ت&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;اکستان قزوین زاده شد. هنگام تولد پدر نداشت و در ۱۸ ماهگی مادرش هم مرد&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;. نزديکي با مادربزرگ که خواننده اشعار مذهبي بود نخستين انگيزهً رغبت او به خواندن شد. ابتدا نزد يک معلم گمنام و همچنان ناشناخته، به فراگيري آواز پرداخت و پس از آن با مرتضي ني داود آشنائـي پيدا کرد. راهيابي به محضر اين استاد از يک سو قمر را با رديف موسيقي ملي آشنا کرد و از سوي ديگر راهش را براي کسب تجربيات بعدي از استادان ديگر هموار ساخت. مرتضي ني داود درباره نخستين برخور&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;د خود با قمر چينين مي گويد: &lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;در حدود سال 1299 شمسي شبي در محفل عروسي قمر بر حسب خواهش اطرافيان بهمراه تار شروع به خواندن تصنيف درخواستی&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt; افشاري مي کند. با مطلع: بيا مرغ حق امشب فغان نماييم &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;~&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN dir=rtl&gt;&lt;/SPAN&gt; فغانها ز جور زمان نماييم. د&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;ر ميان حاضران خود را &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;به قمر رساندم &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;و از او مي پرسیدم:دختر جان اسمت چيست؟ مي گويد: قمر، گفتم که صداي خوبي داري و بايد روي دستگاههاي موسيقي به درستي کار کني. اين تصانيف را چگونه آموختي؟ قمر هم مي گويد با شنيدن و تکرار.سپس استاد مرتضي خان ني داوود، تار از دست مرد نوازنده مي گيرد و بهمراه آواز قمر شروع به نواختن مي کند. صداي گرم و رساي قمر به همراه تار شيواي مرتضي خان آنقدر مطلوب طبع حضار مي افتد و برايشان کف مي زنند که عروس و داماد ناراحت مي شوند&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 10pt; FONT-FAMILY: Tahoma&quot;&gt;. بعد از آنکه از قمر جدا شدم تمام شب را به ياد او بودم. ديگر دلم نمي آمد براي کسي تار بزنم. تعدادي شاگرد داشتم امّا ديگر هيچ صدايي برايم دلنشين نبود و با علاقه سر کلاس نمي رفتم. چند بار تصميم گرفتم که به سراغش بروم، اما هيچ آدرسي نداشتم تا آنکه دو ماه بعد، بعد از ظهر يکي از روزها توي حياط قاليچه انداخته بودم و در سينه کش آفتاب با ساز ور مي رفتم که يک مرتبه در حياط باز شد.ديدم قمر مقابلم ايستاده است، &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Mon, 04 Aug 2008 20:45:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoveyat&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>hoveyat</dc:creator>
<guid>http://hoveyat.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سروده ای برای پارسه (تخت جمشید)</title>
<link>http://hoveyat.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description> سروده زیر براثر شوقی است که از تماشای پارسه بر من دست داد که البته به دلیل مشغولیاتی ۳ روز بعد از این بازدید خود را در آن حال و هوا قرار دادم تا تحفه بسیار ناقابل زیر را به همه ایرانی های میهن دوست تقدیم کنم. براستی که با وجود چنین فرهنگ اصیلی باید بر ایرانی بودن خود افتخار کنیم. و به قول لویی پاستور &lt;SPAN&gt;تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت که آن زمان ایران چنین حالتی داشت.&lt;/SPAN&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;          &lt;IMG src=&quot;http://www.majidart.com/images/takhtejamshid_shiraz-01.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پارسه ام ،شهرم ،بزرگم ،افتخارم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;شاه کاخهای جهانم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مشتمل بر یکصد هزار و بیست و پنج متراژ&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با ستونهای بلند و سرفرازم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از جبر اسکندر چه باکم که هنوز هم استوارم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;ستونهایم همه سنگی و محکم &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دیوار ز خشت خام و سقف چوبی، پرده ای مشکی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جلالم را بکرد یکصد برابر &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زیاده از همه ناساخته ها و ساخته های مشرق و مغرب&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;زیباتر از هر چه که سازند تا ابد تا بی نهایت تا قیامت&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Jul 2008 21:31:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hoveyat&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>hoveyat</dc:creator>
<guid>http://hoveyat.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
